تبليغاتX
عشق, رقص زندگی است.

عشق, رقص زندگی است.

سلام

امروز تولد بهترین دوست و عزیز ترین کسه زندگیمه

دوست گلم  تولدت مبارک ببخشید اگه نشد بیام تولدت

تقدیمش می کنم به تو:

------------------------------------

وجود زیبایت وارد به دنیا می شود

هدیه سالروزش این آوا می شود

حالیا معجزه باران را باور کن و سخاوت را در چشم چمنزار ببین و

محبت را در در روح نسیم که در این کوچه تنگ با همین دست تهی روز میلاد اقاقیها را جشن می گیرد

------------

آرزو می کنم همیشه شاد باشی و گل خنده رو لبات و شادی تو چشات 

+کمک میخواستم درشنبه هجدهم اسفند 1386ساعت21:3نیازمند sibe hava |

چه درديست در ميان جمع بودن
ولي در گوشه اي تنها نشستن
براي ديگران چون کوه بودن
ولي در چشم خود آرام شکستن
براي هر لبي شعري سرودن
ولي لبهاي خود را همواره بستن
چه درديست در ميان جمع بودن
ولي در گوشه اي تنها نشستن
به رسم دوستي دستي فشردن
ولي با هر سخن قلبي شکستن
به نزدعاشقان چون سنگ خاموش
ولي در بطن خود غوغا نشستن
به غربت دوستان بر خاک سپردن
ولي بر دل اميد خانه بستن
به من هر دم نواي دل زند بانگ
چه خوش باشد از اين غمخانه رستن
چه دردي است در ميان جمع بودن
ولي در گوشه اي تنها نشستن
براي ديگران چون کوه بودن
ولي در چشم خود آرام شکستن

+کمک میخواستم درشنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت21:46نیازمند sibe hava | |

تو رو دوست دارم همیشه

چرا باورت نمیشه
 
نگو عشق من دروغه
 
تو نزن تیشه به ریشه
 
منو عاشق نمی دونی منو از پیشت می رونی
 
نمی خوای راز دلم رو از نگاه من بخونی
 
عاشقم با هر نفس تو رو دوست دارم و بس
 
تو بگو دوست دارم دل زندونی من پر بگیره از تو قفس

+کمک میخواستم درچهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت23:1نیازمند sibe hava | |

نمی دونم اما یه سوال!..

یه سوالی که می دونم برای خیلی ها سوال بی جواب شده

این که عشق یعنی چی؟!

دوست داشتن واقعی چیه؟

عاشق کیه؟             تو کتابا نوشتن که عاشق کسیه که با همه وجود معشوق رو دوست داره

عیب هایه معشوق رو نمی بینه          هیچ وقت ...........و هیچ وقت ناراحاتش نمی کنه

تو کتابا عاشقا همش از لذت لحظه وصال گفتن

اگه عشق نباشه از ما چی میمونه؟        

استاد سخن گفت که بی عشق هرگز        پیر انجمن گفت که بی عشق هرگز

با دیدن شمع و رقص آتش                         پروانه به من گفت که بی عشق هرگز

پروانه به من گفت که بی عشق هرگز !!  ........      راستی چرا پروانه برای رسیدن به عشقش سوخت؟

آیا همیشه ملاک رسیدنه؟      آیا عشق همیشه به دست آوردنه؟

یا عشق چیز دیگست؟

 

 

آنها که به سر در طلب کعبه دویدند                چون عاقبت الامر به مقصود رسیدند

رفتند..........

رفتند درآن خانه که بینند خدا را                   بسیار بجستند خدا را ندیدند

چو معتکف خانه شدند از سر تکلیف           

ناگاه.....

ناگاه خطابی هم از آن خانه شنیدند         که ای خانه پرستان چه پرستید گل و سنگ؟

                                 آن خانه پرستید که پاکان طلبیدند

    

+کمک میخواستم دردوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت21:54نیازمند sibe hava | |

 

ميبينم ..
ميبينم گرداب تقدير را ...
زمان را ميخوانم وقتي از تنگناي زندگي آسوده باشم... روحم را به مبارزه با عقل دعوت ميکنم .
امواج صدايي مثل صداي بي مانند سکوت را به خاطر ميسپارم ...خاطري آسوده از نهايت تقدير .
و آهنگ امواج طغيانگر را به دل مي پندارم ... زماني که زمان به غايت انتظار رسيده باشد.
ميبينم و ميشنوم اما توان صحبت ندارم.
نگرانم از خويشتن...
 
 Kaviriat
اشکهايم نيز به کمکم ميآيند تا باور کنم که من تنها نيستم. . .
درد دل را بازگو خواهم کرد وقتي محرم دلم بيايد و سخن از نزديکي جانانه ي وجود سر دهد.
Kaviriat :: Photo
آنگاه است که چشمانم را ميبندم و فقط گوش ميکنم... به صداي ترانه ي زيباي وصال...
ولي باز هم صحبت نميکنم
...

+کمک میخواستم درپنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت22:36نیازمند sibe hava | |

مرا عمري به دنبالت کشاندي
سرانجامم به خاکستر نشاندي
ربودي دفتر دل را و افسوس
که سطري هم از اين دفتر نخواندي

+کمک میخواستم درسه شنبه هشتم آبان 1386ساعت23:24نیازمند sibe hava | |

سلام

من تازه واردم ديگه به بزرگي خودتون ببخشين

خب برا شروع مي خوام براتون چند بيت از مولانا رو بنويسم

سينه خواهم شرحه شرحه از فراق                  تا بگويم شرح درد اشتياق

هركسي از ظن خود شد يار من                      از درون من نجست اسرار من

سر من از ناله ي من دور نيست                      ليك چشم و گوش را آن نور نيست

تن زجان و جان زتن مستور نيست                   ليك كس را ديدجان دستور نيست

آتش است اين بانگ ناي و نيست باد               هركه اين آتش ندارد نيست باد

+کمک میخواستم دریکشنبه ششم آبان 1386ساعت23:8نیازمند sibe hava | |