......
توی این دنیای تاریک تنهای تنها بودم تا که یه روز تو همین روزهای سیاه و بد٬ تو خوب به سراغم اومدی توی این راه سیاه که آخرش روشنی بود چشم من تو تاریکی دنبال اون روشنایی در انتهای راه بود تا که تو اومدی و یه دفعه یه ستاره از اون روشنایی رو به من کرد حالا من یه دستم تو دست تو و یه دستم تو دست اون ستاره است می دونم که تو منو به اون روشنایی می رسونی بدون که نمی خوام حتی یه لحظه دستم از دستت رها بشه بدون که حالا روشنایی رو فقط کنار تو درک می کنم ********************************************* بابت همه چی ممنوننن...
تا که یه روز تو همین روزهای سیاه و بد٬ تو خوب به سراغم اومدی
توی این راه سیاه که آخرش روشنی بود
چشم من تو تاریکی دنبال اون روشنایی در انتهای راه بود
تا که تو اومدی و یه دفعه یه ستاره از اون روشنایی رو به من کرد
حالا من یه دستم تو دست تو و یه دستم تو دست اون ستاره است
می دونم که تو منو به اون روشنایی می رسونی
بدون که نمی خوام حتی یه لحظه دستم از دستت رها بشه
بدون که حالا روشنایی رو فقط کنار تو درک می کنم
*********************************************
بابت همه چی ممنوننن...
+کمک میخواستم درپنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت20:18نیازمند sevda | |
می توانی در انتهای شب،پنهان شوی،تغییر چهری دهی،شهرت را عوض کنی،و حتی، نامت را.اما از "عشق" گریزی نیست!!!
سودا،سیب حوا راز سکوت عاشق هرچی دلت خواست بگو تنهایی پرشین رپپ یار گلم سکوت مرگ I-IooIvIaI/I حرفای دل یک بیدل احساس دوباره مسافر کویری میم.گم شده بارون عشق قلب سیاه تلاطم عشق دلم گرفت گفتم شعری برای تو آواز دو پرنده دو عاشق به کجا می روی... بی هویت صدای گریه بیا توو دم در بده خون گریه شادترین شادها نسیم خیال دفتر خاطرات مرضیه کاکتوس آرینوس اونایی که الان هستن: مهمونایی که اومدن اینجا : Design by : Night Skin