تبليغاتX
عشق, رقص زندگی است.

عشق, رقص زندگی است.

توی این دنیای تاریک تنهای تنها بودم

تا که یه روز تو همین روزهای سیاه و بد٬ تو خوب به سراغم اومدی

توی این راه سیاه که آخرش روشنی بود

چشم من تو تاریکی دنبال اون روشنایی در انتهای راه بود

تا که تو اومدی و یه دفعه یه ستاره از اون روشنایی رو به من کرد

حالا من یه دستم تو دست تو و یه دستم تو دست اون ستاره است

می دونم که تو منو به اون روشنایی می رسونی

بدون که نمی خوام حتی یه لحظه دستم از دستت رها بشه

بدون که حالا روشنایی رو فقط کنار تو درک می کنم

*********************************************

بابت همه چی ممنوننن...

+کمک میخواستم درپنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت20:18نیازمند sevda | |