تبليغاتX
عشق, رقص زندگی است.

عشق, رقص زندگی است.

نمی دونم اما یه سوال!..

یه سوالی که می دونم برای خیلی ها سوال بی جواب شده

این که عشق یعنی چی؟!

دوست داشتن واقعی چیه؟

عاشق کیه؟             تو کتابا نوشتن که عاشق کسیه که با همه وجود معشوق رو دوست داره

عیب هایه معشوق رو نمی بینه          هیچ وقت ...........و هیچ وقت ناراحاتش نمی کنه

تو کتابا عاشقا همش از لذت لحظه وصال گفتن

اگه عشق نباشه از ما چی میمونه؟        

استاد سخن گفت که بی عشق هرگز        پیر انجمن گفت که بی عشق هرگز

با دیدن شمع و رقص آتش                         پروانه به من گفت که بی عشق هرگز

پروانه به من گفت که بی عشق هرگز !!  ........      راستی چرا پروانه برای رسیدن به عشقش سوخت؟

آیا همیشه ملاک رسیدنه؟      آیا عشق همیشه به دست آوردنه؟

یا عشق چیز دیگست؟

 

 

آنها که به سر در طلب کعبه دویدند                چون عاقبت الامر به مقصود رسیدند

رفتند..........

رفتند درآن خانه که بینند خدا را                   بسیار بجستند خدا را ندیدند

چو معتکف خانه شدند از سر تکلیف           

ناگاه.....

ناگاه خطابی هم از آن خانه شنیدند         که ای خانه پرستان چه پرستید گل و سنگ؟

                                 آن خانه پرستید که پاکان طلبیدند

    

+کمک میخواستم دردوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت21:54نیازمند sibe hava | |

سلام دوستای گلم.خوبین؟خوشین؟ امیدوارم هرجا هستین خوب باشین. بچه ها میخواستم یه چیزی بگم،که وقتی لطف میکنید و میخواین مارو از نظرای موثرتون باخبر کنید به نویسنده ی پست توجه کنین.ممنون میشم. همیشه موفق و شاد و عاشق باشین. فعلا.

+کمک میخواستم درجمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت22:44نیازمند sevda | |

 

ميبينم ..
ميبينم گرداب تقدير را ...
زمان را ميخوانم وقتي از تنگناي زندگي آسوده باشم... روحم را به مبارزه با عقل دعوت ميکنم .
امواج صدايي مثل صداي بي مانند سکوت را به خاطر ميسپارم ...خاطري آسوده از نهايت تقدير .
و آهنگ امواج طغيانگر را به دل مي پندارم ... زماني که زمان به غايت انتظار رسيده باشد.
ميبينم و ميشنوم اما توان صحبت ندارم.
نگرانم از خويشتن...
 
 Kaviriat
اشکهايم نيز به کمکم ميآيند تا باور کنم که من تنها نيستم. . .
درد دل را بازگو خواهم کرد وقتي محرم دلم بيايد و سخن از نزديکي جانانه ي وجود سر دهد.
Kaviriat :: Photo
آنگاه است که چشمانم را ميبندم و فقط گوش ميکنم... به صداي ترانه ي زيباي وصال...
ولي باز هم صحبت نميکنم
...

+کمک میخواستم درپنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت22:36نیازمند sibe hava | |