تو می دانی و می بینی و می روی ؟
تو غم مرا می بینی و می روی ؟
تو شیدایی مرا می بینی و می روی ؟
تو می دانی با رفتنت چه می شود مرا ؟
تو می دانی با رفتنت یک لحظه آرام ندارم
تو می دانی با رفتنت چه سخت روحم کالبدی مرده را به دنبال خود می کشاند
تو عشق مرا م بینی و می روی ؟
.....
+کمک میخواستم دریکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت22:58نیازمند sevda | | تو می گذری و نمی بینی یه بغل ارکیده سپید برسرراهت گذاشتم٬ سر به هوا گذشتی و من جای قدمهایت را بوسیدم. یه سبد رز سرخ برسرراهت گذاشتم٬ باز گذشتی و من اشک چکاندم با مریم های سپید تمام راهت را پوشاندم٬ ولی باز هم گذشتی و من اونها رو تو بغلم جمع کردم تو می گذری و نمی بینی که من از گذشتن تو فقط لحظه آخرش رو می بینم برای یکبار هم که شده راه رفته رو برگرد تا تو ذهن من اومدنت باشه نه رفتنت٬ برای یکبار هم که شدهزیر پاتو نگاه کن تا ببینی گلهایی رو که من برات میگذارم گلهایی رو که من به خاطر تو دوستشون دارم... نمیدونم.... +کمک میخواستم دریکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت23:17نیازمند sevda | |
تو می گذری و نمی بینی
یه بغل ارکیده سپید برسرراهت گذاشتم٬ سر به هوا گذشتی و من جای قدمهایت را بوسیدم.
یه سبد رز سرخ برسرراهت گذاشتم٬ باز گذشتی و من اشک چکاندم
با مریم های سپید تمام راهت را پوشاندم٬ ولی باز هم گذشتی و من اونها رو تو بغلم جمع کردم
تو می گذری و نمی بینی که من از گذشتن تو فقط لحظه آخرش رو می بینم برای یکبار هم که شده راه رفته رو برگرد
تا تو ذهن من اومدنت باشه نه رفتنت٬ برای یکبار هم که شدهزیر پاتو نگاه کن تا ببینی گلهایی رو که من برات میگذارم
گلهایی رو که من به خاطر تو دوستشون دارم...
نمیدونم....
+کمک میخواستم دریکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت23:17نیازمند sevda | |
می توانی در انتهای شب،پنهان شوی،تغییر چهری دهی،شهرت را عوض کنی،و حتی، نامت را.اما از "عشق" گریزی نیست!!!
سودا،سیب حوا راز سکوت عاشق هرچی دلت خواست بگو تنهایی پرشین رپپ یار گلم سکوت مرگ I-IooIvIaI/I حرفای دل یک بیدل احساس دوباره مسافر کویری میم.گم شده بارون عشق قلب سیاه تلاطم عشق دلم گرفت گفتم شعری برای تو آواز دو پرنده دو عاشق به کجا می روی... بی هویت صدای گریه بیا توو دم در بده خون گریه شادترین شادها نسیم خیال دفتر خاطرات مرضیه کاکتوس آرینوس اونایی که الان هستن: مهمونایی که اومدن اینجا : Design by : Night Skin