تبليغاتX
عشق, رقص زندگی است.

عشق, رقص زندگی است.

تو غم مرا می بینی و می روی ؟

تو شیدایی مرا می بینی و می روی ؟

تو می دانی با رفتنت چه می شود مرا ؟

تو می دانی با رفتنت یک لحظه آرام ندارم

تو می دانی با رفتنت چه سخت روحم کالبدی مرده را به دنبال خود می کشاند

تو عشق مرا م بینی و می روی ؟

تو می دانی و می بینی و می روی ؟

تو می دانی با رفتنت چه می شود مرا ؟

.....

+کمک میخواستم دریکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت22:58نیازمند sevda | |

یه بغل ارکیده سپید برسرراهت گذاشتم٬ سر به هوا گذشتی و من جای قدمهایت را بوسیدم.

یه سبد رز سرخ برسرراهت گذاشتم٬ باز گذشتی و من اشک چکاندم

با مریم های سپید تمام راهت را پوشاندم٬ ولی باز هم گذشتی و من اونها رو تو بغلم جمع کردم

تو می گذری و نمی بینی که من از گذشتن تو فقط لحظه آخرش رو می بینم برای یکبار هم که شده راه رفته رو برگرد

تا تو ذهن من اومدنت باشه نه رفتنت٬ برای یکبار هم که شدهزیر پاتو نگاه کن تا ببینی گلهایی رو که من برات میگذارم

گلهایی رو که من به خاطر تو دوستشون دارم...

 

نمیدونم....

+کمک میخواستم دریکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت23:17نیازمند sevda | |