تبليغاتX
عشق, رقص زندگی است.

عشق, رقص زندگی است.

خدایا اگر تو جای بنده ات بودی

فرصتی را که همواره به دنبال آن بودی

یک روز به تو داده می شد اما پای رفتن

برای انجام آن را از تو می گرفتند باز هم

به وجود خدا اعتراف می کردی؟

اگر تو جای او بودی باور داشتی که

خدایی وجود داشته و دارد؟

اگر تو جای او بودی اشک چشمانت را چه می کردی؟

اگر قلبت در سینه آرام نداشت

چگونه می توانستی آرام بنشینی؟

چگونه با خود کنار می آمدی؟

چگونه می توانستی همه کار را به خدا بسپاری؟

راه رو به رویم پلی است چوبی

نیم سوخته و نیم ریخته

معلق بر دره ای عمیق

در معرض بادی شدید

به که گویم که نمی دانم چه باید بکنم؟

کدام خداست که مرا به پیش براند؟

کدام خداست که راه را بر من آسان گرداند؟

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا...

+کمک میخواستم درشنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت15:51نیازمند sevda | |