تبليغاتX
عشق, رقص زندگی است.

عشق, رقص زندگی است.

سلام را بی بهانه به تو تقدیم می کنم که سرور مهرورزانی گل را در عشق دریاب مرا در غربت٬ دوست را در آشنایی و اشک را در لحظه جدایی.

اینم تقدیم به دوستای گلم.

+کمک میخواستم دردوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت15:48نیازمند sevda | |

سال نو رو به شما دوستان خوبم پیشاپیش تبریک میگم.

امیدوارم سالی به زلالی دریاهای شمال

به پرباریه ابرای بهار

به قشنگی ماهی های قرمز سفره ۷ سین

به طراوت شکوفه های گیلاس

به آرامش عطر گلای یاس

به دلچسبی بوسه ی یار

داشته باشین.

+کمک میخواستم دردوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت15:47نیازمند sevda | |

به تو می گویم   ای عزیز دلکم   به تو که غرقی در کودکی ات

عشق امروزی نیرنگ و ریاست   عشق امروزی عشقی است بدون قاف

به تو می گویم   ای عزیز دلکم   دل تو ارزش بیشتر دارد

ارزش قلب تو از دوستت دارمی پوشالی بیشتر است

ای عزیز دل من بشنو٬ حرف امروز من!

درد دل دیروز مرا!

که دگر روز نگویی با خود   چرا؟

عشق دیروزی جز رنگ نبود

بار خدایا    چرا؟

ارزش قلب من بیشتر از این نبود؟؟؟؟

+کمک میخواستم دردوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت15:46نیازمند sevda | |

دوستش داری و هنوز هم داری

چرا؟ از همون نگاه اول فهمیدی دوستش داری

از همون لحظه ای که دیدیش عاشقش شدی

با اون لبای بسته چی گفت که دوستش داری

من هم تو رو خیلی دوست دارم چون دوست داشتن رو دوست داری

ولی عزیزم تو این دنیای هزار رنگ با آدمای هزار چهره که

هر کسی شایسته ی دوست داشتن نیست...

+کمک میخواستم دردوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت15:45نیازمند sevda | |

حقیقت زیبایی است و زیبایی حقیقت است جز این چیزی را نمی دانیم و جز این به چیزی نیاز نداریم شاد و عاشق باشید.

+کمک میخواستم دردوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت15:33نیازمند sevda | |

سلام.  
من یه دختر ۱۵ ساله ام و اولین بار که مینویسم.یه دوست منو تشویق به نوشتن کرد(ممنون) منم چون دیدم اون خیلی راحت حرفاشو مینویسه منم این کارو کردم البته شماها باید کمکم کنید.
 
راستی همین اول بگم که سوالی براتون پیش نیاد که چرا اسم وبلاگم اینه برای این که من تو این فصل به دنیا اومدم.
اینم از زمستون که عمرش رو به پایان.
 
کسانی سنگ در آینه دارند
                        کسانی دشنه روی سینه دارند
از آن روزی که گفتم عشق خوب است
                               تمام شهر از من کینه دارند
 
من این شعرو دوست دارم امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.

+کمک میخواستم دریکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت14:55نیازمند sevda | |

من خودم شعر نمیگماما یکی شعرای قشنگ میگه که من از شعراش واسه شما مینویسم (همون دوست)که {خیلی دوسش دارم}.

یک شبی دخترک غرور و نجابتش را زیر پا گذاشت 

به بهای شاید عشقی

لبخندی به لب داشت که پر بود از عشق

در دلش شوری بود

این همان ارزش مافوق بشر٬ این همان عشق است؟

روزها از پی روز٬ شبها از پی هم با رضایت میگذشت

تا شبی از عشقش او پایی خورد٬ به زمین افتاد قلب دخترک

و شکست آن چینی نازک دل و تهی شد از عشق

و شکست آن غرور

و دگر هیچ نبود عشقی و دگر عشق بهایی نداشت

و دگر هیچ.......

نظر یادتون نره برای این شعرم نظر بدین خوشحال میشم.

+کمک میخواستم دریکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت14:54نیازمند sevda | |